یاسمین زینب مایاسمین زینب ما، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

فرشته های مامان و بابا

سلامی دوباره...

1392/12/25 18:30
نویسنده : مامان بابا
810 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخمر مامان خوبی فدات شم؟؟؟؟

مامانم خوبه یعنی داره همه ی سعی اش و میکنه که خوب باشه ، تا چند روز پیش نگران شما بودیم اما شکر خدا خطر رفتن آبجیت رفع شد و الان برای خودش فقط یه جای کوچولو گرفته تا یه وقت آبجی بزرگه اش اذیت نشه...میخوای بدونی اینجا چه خبره ؟؟؟؟ آره نفسکم ؟؟؟ خب اینجا مامان استراحت مطلقه چون خانم دکتر احتمال زایمان زودرس داده و مامان دوست نداره شما خدایی نکرده برات اتفاقی بیفته ... مامان بابا هر هفته میرن پیش خانم دکتر تا هم اوضاع مامان و چک کنه هم شما رو ببینه تو مانیتور که وضعیتت چطوریه .... تا الان که شکر خدا خوب بودی ، ایشالا همیشه خوب بمونی و سالم و صالح ایشالا

راستی خاله مسعوده عروس شد ... میدونم خیلی خوشحالی ... ایشالا خوشبخت بشه

مامان بزرگ و دایی و خاله مامان بزرگه مامان رفته بودن کربلا پنجشنبه شکرخدا برگشتن و لباس و پتوی بیمارستان شما رو تبرک کرده بودن به همه جا و کلی برات دعا کرده بودن دستشون دردنکنه

راستی خانم خانما شما ثابت کردی که حسابی بابایی هستی ها ... مامان بیچاره گاهی ساعتا میشینه و دستش و میزاره رو شکمش تا شما محبت کنی تکون بخوری و مامان ذوق کنه اما شما انگار نه انگار اصلا به روی خودت نمیاری ، کافیه بابایی بیاد باهات حرف بزنه یا دستش و بزاره رو دل مامان شما آنچنان شروع میکنی به تکون خوردن و لگد زدن که بابایی کلی ذوق میکنه خداحفظت کنه خانم

مامان جان مراقب خودت باش و محکم به مامان بچسب تا ایشالا به موقع و صحیح و سالم به دنیا بیای عزیزم


یه کوچولو درددل با دخمر مامان که دیگه نیستی و رفتی تو آسمون...

سلام عزیزدل مادر خوبی ؟؟؟ دلت برای اینجا تنگ نشده ؟؟؟؟ دلت برای مامان بابا و آبجیت تنگ نشده ؟؟؟؟ طفلکی مامان ازت ممنونم که آبجیت و با خودت نبردی و جات و دادی بهش...نمیدونی برای مامان چقد سخته که باشی ولی نفس نکشی ... باشی ولی تکون نخوری ... باشی ولی نباشی...

خیلی سخته ... خیلی

چند روز پیش رفتم سر وسایلی که با کلی آرزو براتون خریده بودیم ... خیلی دلم سوخت و گریه کردم هیچوقت فکر این روزا رو نمیکردم فکر نمیکردم یه روز نباشی ....

ناشکری نمیکنم ... از خدا ممنونم که اجازه نداد بیای تا عذاب بکشی ولی کاش سالم بودی خدایاشکرت

کوچولوی من ... مامان دلش برات خیلی تنگ شده

(برای سلامتی همه نی نی ها صلوات)

مامان

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان خانمی
26 اسفند 92 11:30
سلام عزیزم خیلی خوشحالم که اومدی و مطلب جدید نوشتی و خیلی خوشحالترم که دختر کوچولوت سالمه و حالش خوبه. ایشالله خدا همتون رو برای هم حفظ کنه.
مامان بابا
پاسخ
سلام مامان خانمی ممنونم که بهم سر میزنی منم حتی اگر نظر نزارم همیشه به آقا محمد سجاد سرمیزنم و براش آرزوی سلامتی میکنم بازم ممنونم التماس دعا
مامان خانمی
27 اسفند 92 21:02
سلام گل من من اومدم تا سال نو رو پیشاپیش بهت تبریک بگم. ایشالله سال خوبی داشته باشی و دختر کوچولوتو سالم و سلامت در آغوش بگیری بوس
مامان بابا
پاسخ
سلاااااااااااااااام عزیزم از شما ممنونم ... ایشالا که شمام سال خوبی داشته باشی و سر سفره هفت سین ما رو دعا کنی ایشالا آقا محمدسجاد صحیح و سالم بیاد بغلت گلم
مامان علی
6 فروردین 93 19:29
سلام.گلم.مطالبتو خوندم.خودتو ناراحت نکن..انشالله این دخترت سالم و سلامت باشه...منم دعا کن..متم بد لحظاتی رو گذروندنم.خدا بزرگه
مامان بابا
پاسخ
سلام عزیزم منم مطالب شما رو خوندم خدا روشکر که مشکلتون حل شده ... خدا خفظش کنه ... التماس دعا
مامان خانمی
11 فروردین 93 11:31
دوست جونم کجایی پس؟ دلم برات تنگ شده. چرا مطلب نمیزازی؟
مامان بابا
پاسخ
سلام مامان خانمی من به اینترنت دسترسی نداشتم و ... دل به دل راه داره عزیز مطلب گذاشتم خانمی